صفى الدين محمد طارمى

213

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

به سوى خداى تعالى اظهار تجلّد و ظهور به دعوى است ؟ و در بعضى از نسخه‌ها « حبس النفس على المكروه ، و عقل اللسان عن الشكوى » واقع شده است ، و اوّل اولى است ؛ از براى اشارت به مكمون « 1 » بودن جزع كاشف از براى حقيقت صبر ، و از براى آنكه صبر دو قسم است ، همچنان‌كه فرموده است امير المؤمنين علىّ رضى اللّه عنه كه : « صبر دو صبر است : يكى صبر است بر چيزى كه اكراه مىكنى از او ، و يكى صبر از چيزى كه دوست مىدارى او را . » « 2 » و در اين تعريف تخصيص اوست به احد شقّين ، مگر آنكه اراده كرده شود به قول او كه : « على المكروه » بر كراهيتى در نفس و اگرنه هرآينه بيرون مىرود از او صبر از محبوب . و هو أيضا من أصعب المنازل على العامّة و أوحشها في طريق المحبّة و أنكرها في طريق التوحيد . و قول او : « ايضا » اشارت است به توكّل ؛ يعنى به درستى كه صبر مشاركت است از براى توكّل در بودنش اصعب منازل بر عامّه ؛ و دشوارتر بودنش از براى آن است كه عامى ، خود را آزمايش نكرده است و عادت ننموده است به رياضت ، و استوار نگردانيده است خود را به صبر نمودن بر بلا ، و عادت نكرده است به خوار نمودن و شكسته كردن و كندن نفس ، و نبوده است از اهل محبّت تا آنكه متلذّذ شود به بلا . پس هرگاه امتحان كند او را حقّ به بلا - و او در مقام نفس است - احتمال نمىتواند كرد بلا را ، و غالب مىشود او را جزع ، و دشوار است بر او حبس كردن نفس از اظهار جزع ، از براى عدم اطمينان نفس . و بودن صبر « اوحش منازل » در طريق محبّت ، از براى آن است كه محبّت اقتضا مىكند انس را به محبوب ، و التذاذ به بلا ؛ از براى شهود صاحب بلا در او و ايثار مراد محبوب ، همچنان‌كه گفته‌اند بعضى از ايشان كه ( شعر ) :

--> ( 1 ) . اصل : - مكمون . گويا نسخه‌اى كه در اختيار مترجم بوده واژهء « كمون » به شكل « كون » كتابت شده ، و از اين رو آن را به « بودن » ترجمه كرده است . ( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 55 .